عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
268
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
آخرت بازدارنده است دنيا دار از دنيا وسيلهء بدست نيارد جز اين كه دنيا هر دم درگاه حرص و آز را به روى او باز سازد و او هم دل بستگيش به دنيا بيشتر شود . 320 إنّ اللّه تعالى جعل الدّنيا لما بعدها و ابتلا فيها أهلها ليعلم أيّهم أحسن عملا و لسنا للدّنيا خلقنا و لا بالسّعى لها أمرنا و انّما وضعنا فيها لنبتلى بها و نعمل فيها لما بعدها : براستى كه خداوند تعالى جهان را براى ما بعد آن كه آخرت است قرار داده است و اهل دنيا را بدان امتحان و آزمايش فرموده است تا آن كه بداند كدام يك از آنان بهتر عمل ميكنند و البتهّ ما را براى دنيا نيافريده و بكوشش و كار براى آن دستورمان ندادهاند بلكه ما را در آن نهاده و آوردهاند تا بدان آزموده شويم و در آن از براى آخرت كار كنيم . 321 إنّ الدّنيا دار منى لها الفناء و لأهلها منها الجلاء و هى حلوة خضرة قد عجلت للطّالب و التبست بقلب النّاظر فارتحلوا عنها بأحسن ما يحضركم من الزّاد و لا تسئلوا فيها إلّا الكفاف و لا تطلبوا منها اكثر من البلاغ : براستى كه جهان سرائى است كه نيستى و نابودى براى آن و كوچيدن براى مردمانش از آن مقدر گرديده و اين دنيا ( در نظر دنيا پرستان بسيار ) شيرين و سبز و خرّم است همانا شتاب كرده است براى خواهانش و حقيقت آن پوشيده گرديده بر دل نگرنده ( دنيا پرست دل به دنيا در مى بازد و آنجا را جاى امن و خوشى فرض مىكند كه ناگاه گرفتارى از اطراف بر وى چار اسبه مى تازد و آن همه رؤياى شيرينش را نقش بر آب مى گرداند ) بنا بر اين از دنيا با بهترين توشه كه شما را بسر منزل حقيقى برساند بكوچيد و بيش از اندازهء كفايت در آن مخواهيد و بيش از چيزى كه شما را بآخرت برساند مجوئيد ( كه بيشتر خواستنش دردسر است ) . 322 إنّ الدّنيا لا يسلم منها إلّا بالزّهد فيها أبتلى النّاس بها فتنة فما أخذوا منها لها أخرجوا منه و حوسبوا عليه و ما أخذوا منها لغيرها قدموا عليه و أقاموا فيه و إنّها عند ذوى العقول كالظّلّ بينا تراه سائغا حتّى قلص و زائدا حتّى نقص و قد أعذر اللّه سبحانه إليكم فى النّهى عنها